اگه بخوایم غیرمغرضانه نگاه کنیم می بینیم که ایران جز تو برهه های محدود و معدود،تاریخی واسه خودش نداره!!!گذشته ایران رو یا باید از تاریخ هرودوت بیرون بکشیم یا تو کتابای یهودیای بابل که کوروش رو ستایش کردن!یا تو فتوحات اسلام،یا بین نوشته های تاریخ نویسای ترک و مغول!جالبه که تاریخ کهن ایران از هیچ کدوم اینا قابل بازیافت نیست!تاریخ ایران تازه در بهترین حالت ممکنش نقطه برخورد تاریخ هاست!اتفاقای مهم به ناچار از مسیر ایران گذشته اند!از حمله اسکندر بگیِِِِِِِِِِِِِِِِِِــــــــــــــــــر تا فتوحات اسلام و کشورگشایی های مغولا!واسه همینه که باید تاریخ ایران رو مثه پازل با تیکه های کوچیک و بزرگ از تاریخ چین،هند،بابل،آشور،عربستان،ترکیه،یونان،روم یا افغانستان کامل کرد!
ایران با اینکه با همه این کشورا تاریخ مشترک داره اما از یه تاریخ منحصر به فرد واسه خودش خالیه!تو فرهنگ ایرانی به راحتی می تونیم ردپای فرهنگ کشورای همسایه رو ببینیم! بابا جون! بیاین قبول کنیم که ایران تازه بعد از جنگ با یونان وارد تاریخ جهان یا لااقل تاریخ نویسی جهان شده!اگه بخوایم تو بهترین حالت هویت خودمون رو تعریف کنیم می تونیم ایرانیت رو هنر تلفیق درونادهای دیگه اقوام و ملل دیگه به حساب بیاریم!مثلا همین تخت جمشید!مگه چیزی جز ترکیب هوشمندانه هنر اقوام تحت سلطه ایرانه؟حالا به فرض که ایرانی ها به هنرمندای بیگانه حقوق و بیمه هم می دادن! مگه این چیزی به اسم هویت ایرانی به مجموعه تخت جمشید اضافه می کنه؟!
